تبليغاتX
سماموس کوه

91/02/02

ادب از کی آموختی از......

پیام یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ :

یکی از بازدیدکنندگان این وبلاگ پیامی بشرح ذیل ثبت نموده که با حذف کلمات رکیک جهت قضاوت دیگران منعکس میگردد تا شاید دراینجا ضرب المثل "ادب از کی آموختی ،ازبی ادبان" کاربرد داشته باشد .

پیام : خدا وکیلی این ... شعرها چیه مینویسین . ....... خجالت داره . شما نیلویی ها که همتون دزدو معتاد و بی ناموس و ... هر چی .....(بدکاره) تو رحیم آباده یه سرش برمیگرده به نیلو . برین برسین به دعواهای داخلیتون . افغانستانم الان خیابوناش آسفالته شما هنوزم سر جاده دعوا دارین به یکی بگین خبر نداشته باشه . اونوقت اومدین حرف از سیاست و دپارتمانهای سیاسی میزنیین . 400 نفرین که با همدیگه نمیسازین . همتون توی پاسگاهها و دادگاههای حومه پرونده های عجیبو غریب دارین . دیگه بزار نگم همشو . این مملکت همیچیش خوبه عالیه . چرت و پرت هم نگین .برین سر سامان باغاتون دعوا. (از طرف یک دوست).

نقدی کوتاه  :

۱- اینکه نیلوئی ها برای همدیگر پرونده سازی میکنند قبول دارم و قبلاٌ در همین وبلاگ بحث مفصلی داشته ام (در آرشیو موجود هست) ولی باید به این عزیز بگویم که این موضوع بعنوان یک مسئله آسیب اجتماعی در سطح ملی مطرح هست . نگاه کنید به آمار رسمی از حجم دهها میلیونی پرونده های جاری در دادگاهها و کلانتری های کشور که بقول خود متولیان امر با استاندارد های جهانی ناسازگار هست .

۲- اینکه همه چیز مملکت عالیه ، باید عرض شود ما هم دوست داریم عالی باشد ولی به ایشان عرض می کنیم هر جا که هستند ،  فقط  آمار بیکاری جوانان همان جا را بگیرند سپس از وجدان پاک و پاک و پاک خود بپرسند که آیا نظرش درست هست یا خیر؟ .   کاری به دیگر موضوعات از قبیل وضعیت بهداشت عمومی ، آموزش عمومی ، گرانی ، نبود جاده و آسفالت  ، آمار اعتیاد و دزدی و جنایت ، طلاق و......نداریم .

۳- قضاوت درخصوص بقیه موارد پیام ایشان با دیگران باشد.

نوشته شده توسط نیلوئی در 8:9 |  لینک ثابت   • 

90/11/16

نماینده رودسر در مراسم سخیف ماکت‌های مقوایی

دلقک
نوشته شده توسط نیلوئی در 17:2 |  لینک ثابت   • 

90/08/02

نظام پارلمانی یا ریاست جمهوری

این روزها عده ای بجای اینکه مسئولیت عملکرد بد خود طی مدت تصدی مسئولیتهای اثرگذار  را بعهده بگیرند سعی میکنند کم کم سناریوی جدیدی را طراحی و اجراء نمایند  که اسم را آنرا در ظاهر عوام فریب به نام "نظام پارلمانی یا ریاستی" به سطح مطبوعات و رسانه ها کشیده اند.

قرار هست در نظام پارلمانی پست ریاست جمهوری حذف و بجای آن پست نخست وزیری مجدداٌ احیا شود .

دراین طرح ، رئیس جمهور توسط رای مستقیم مردم  انتخاب نمی شود  و بجای آن نخست وزیر توسط نمایندگانی که با دوپینگ انتخاباتی و ردصلاحیت دیگر کاندیدها به مجلس راه یافته اند ، انتخاب می شود .

  پس از اینکه با رد صلاحیت شورای نگهبان ، مجلس را از داشتن نماینده های واقعی مردم خالی و فلج کردند و نیز با همین روش مردم را از داشتن رئیس جمهور واقعی خود محروم کردند  و نیز جلوی رشد هر حزب وسازمانی که می توانستند در انواع انتخابات اثر گذار باشند ، گرفتند ، بفکر تغییر ساختار سیاسی کشور از نظام ریاست جمهوری به نظام پارلمانی(یا نخست وزیری) افتادند .

 مگر در ۸ سال اول انقلاب، نظام سیاسی ما نظام پارلمانی و نخست وزیری نبود ؟

ظاهراٌ تغییر نظام سیاسی از ریاستی به پارلمانی نیاز به تغییر قانون اساسی می باشد که برای دومین بار طی این مدت کم ۳۲سال بعداز انقلاب اتفاق می افتد . جائیکه قانون اساسی کشورهای متکی به رای مردم هر صد بلکه دویست سال هم تغییر نمی کند .

بجای علاج واقعی درد  ناکارآمدی،ضعف و ناهماهنگی نظام سیاسی که ریشه در  ردصلاحیت گسترده کاندیدها دارد و نظام قدرت را از مدیران کاردان و قوی محروم می کند   ،  داروی های التیام بخش و مسکن تجویز میشود .

تازه آنچه که رهبر انقلاب در کرمانشاه اشاره نمودند کلمه "آینده دور" بود که عده ای طوری مسئله را پگیری میکنند که شاید دیگر هیچ انتخابات ریاست جمهوری برگزار نگردد. 

 

 

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 10:36 |  لینک ثابت   • 

90/07/18

باز انتخابات باز آب نبات

کم کم باید دوباره منتظر پخش آب نبات و شکلات باشیم . آخه قرار هست آخر سال انتخابات مجلس برگزار شود .

 کسانی که به نوعی وابسته به دولت و حقوق بگیر هستند ، در ماههای آینده ،به لطف برنامه انتخاباتی آخرسال شاهد تغییراتی در پرداختها خواهند شد (اصلاٌ مهم نیست اینکار عوارض تورمی هم داشته باشد) .

یکشنبه گذشته دولت تصویب نموده که خانم های شاغل هم می توانند حق فرزند و عائله بگیرند. این مبلغ ۱۴هزارتومان برای هر فرزند هست .  با ۱۴ هزارتومان نمیتوان ۲پرس چلوکباب خورد  ولی بار روانی زیادی برای خانم های شاغل دارد .

ما که بخیل نیستیم امیدواریم دوباره  پرداخت "سهام عدالت" رونق بگیرد تا درد عده ای کمی التیام بگیرد .

باید ببینیم آیا دوباره توزیع سیب زمینی رایگان رایج میشود یا نه .

آقای  خاوری رئیس سابق (وفراری)بزرگترین بانک جهان اسلام  در خانه ۳میلیارد تومانی خود به ریش همه ما (ملت ایران) می خندد که دل ما به ۱۴هزارتومان و یک کیلو سیب زمینی رایگان خوش هست .(سه هزار میلیارد تومان اختلاس : لامصب آنقدر صفر این مقدار اختلاس زیاد هست که بیان عددی آن غیرممکن هست).

شکی نیست که این نوع اختلاس ، نتیجه مسلم آن نوع برگزاری انتخابات هست .  چرا که: مجلس مردمی،قوی و شجاع  هرگز اجازه چنین گستاخی(و دست اندازی)را به کسی نمی داد.

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 10:43 |  لینک ثابت   • 

90/06/28

رداختلاس 3000میلیاردتومانی در گیلان

به احتمال زیاد همه باید درجریان اختلاس بزرگ ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومانی از بانک صادرات و دیگربانکها قرار گرفته باشند  ولی متاسفانه با نگاهی به شرکت های وابسته به اختلاس کنندگان نشان می دهد که بیشترین این شرکتها در استان گیلان ثبت و فعالیت دارند - بنظرمی رسد از تیم داماش گیلان تا شرکت آبمعدنی آسمانرود (اشکور) تحت تاثیر این پرونده قرار گیرند . 

 نکته جالب این اتفاق مربوط به آقای جهرمی مدیرعامل بانک صادرات می باشد که ایشان قبلاٌ عضو شورای نگهبان  و بانی ردصلاحیت های گسترده طی انتخاباتهای مکرر بودند .

طبق گزارشی که  در ادامه این مطلب آمده ،  بیش از ۱۱ شرکت بزرگ استان گیلان  وابسته به اختلاس کنندگان بزرگ می باشد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نیلوئی در 8:53 |  لینک ثابت   • 

90/06/20

تعریف این عباسی از آن عباسی و گندکاری وزیر ورزش

درخبرها آمده بود که آقای عباسی نماینده رودسر در روز رای گیری وزیر ورزش( که اتقاقاٌ او هم عباسی هست)دفاع جانانه ای نموده که چه ها و چه ها نکرده و  چه ها و چه ها می تواند از این پس انجام دهد .

بنا بر اخبار منتشره  وزیر فوق در همین مدت کم دسته گل های زیادی به آب داده که آخرین آن مسخره ترین اتفاقات ممکن هست .  مطلب زیر خواندنی و در نوع خود بیانگر روش مدیریت کلان کشور و دادوستد پستها و زورآزمائی باندهای قدرت وفساد در کسب جایگاه های مدیریتی و در عین حال تاسف آور و مسخره  هست.  آقای عباسی به اصطلاح "نماینده مردم" رودسر! :  خجالت نمی کشی از عملکرد خود ؟!!.

اشتباه بامزه وزیر ورزش/ این حیدری آن حیدری نیست!

چهار روز پس از حضور حميد حيدري به عنوان سرپرست جديد فدراسيون سواركاري از سوي وزارت ورزش و جوانان به وي اعلام شد كه اشتباهي رخ داده و قرار بوده محمود حيدري مسووليت اين فدراسيون را بر عهده گيرد!

به گزارش جهان به نقل از ايسنا، در حالي كه تنها ۴ روز از معارفه حميد حيدري، نايب رييس فدراسيون چوگان براي فدراسيون سواركاري مي‌گذشت، در اقدامي تامل برانگيز شنبه از سوي سه نفر از مديران وزارت ورزش و جوانان با او تماس تلفني گرفتند و اعلام كردند كه حكم شما براي سرپرستي فدراسيون سواركاري اشتباهي و به دليل تشابه اسمي زده شده است!

حميد حيدري سه‌شنبه گذشته پس از صحبت تلفني با حميد سجادي معاون ورزشي وزارتخانه با سرپرستي فدراسيون سواركاري موافقت كرد.

نكته قابل توجه اين كه حيدري در شرايطي به دليل صدور حكم اشتباه وزير ورزش از ادامه كار در فدراسيون سواركاري بازماند كه مراسم معارفه‌اش چهارشنبه گذشته با حضور صنيعي، شرعي، بكاري و رغبتي چهار نفر از مديران كل، كنزي مشاور سجادي، عليرضا باقري مسئول امور مجامع وزارتخانه و در غياب معاون ورزشي وزارتخانه برگزار شده بود.

گويا در اين جلسه حميد حيدري كه از مديران با سابقه كشور به حساب مي‌آيد و با امضاي شهيد بهشتي به عنوان رييس شوراي انقلاب به سمت معاون وزير صنايع منصوب شده بود، به دليل سابقه سرپرستي بارها از سوي مديران وزارتخانه مورد تحسين و تمجيد قرار گرفته و آن‌ها اعلام كردند كه از حيدري حمايت همه جانبه خواهند داشت تا در راستاي اعتلاي سوار كاري كه حدود ۵ ماه است در غياب رييس اداره مي‌شود، گام بردارد.

جالب توجه اين كه پس از پايان معارفه حيدري به درخواست مديران كل وزارت ورزش و جوانان او به همراه نايب رييس و دبير كل فدراسيون سوار كاري براي معارفه به فدراسيون مربوطه مي‌رود و از همان روز چهارشنبه رسما كار خود را آغاز مي‌كند! حيدري همچنان روز جمعه به همراه غلامعلي تاجيك مدير كل حراست وزارتخانه براي بازديد از ورزشگاه نوروز آباد و تماشاي رقابت‌هاي كورس تهران در جمع اهالي سواركاري حاضر مي‌شود و سخنراني مي‌كند.

با اين همه و در شرايطي كه روز شنبه به دنبال گرفتن وقت ملاقات با حميد سجادي، رسول نژاد و شخص وزير بوده و در حالي كه در جلسه با اهالي سواركاري قرار داشته در تماسي تلفني به او اعلام مي‌شود كه وزير حكم شما را اشتباهي زده و در واقع قرار بوده محمود حيدري كه در مقطعي رياست هيات سواركاري تهران را بر عهده داشته و از دوستان محمد عباسي به شمار مي‌رود به عنوان سرپرست جديد منصوب شود!

نكته تامل برانگيز ديگر اين كه پس از تماس تلفني با حيدري به وي اعلام شده كه شما بايد مسئولان فدراسيون سواركاري را در جريان اين اتفاق قرار دهيد كه درخواست مسئولان وزارت ورزش و جوانان از سوي حيدري با مخالفت مواجه شد!

قرار است صبح امروز از ساعت ۱۰ مراسم معارفه محمود حيدري سرپرست جديد فدراسيون سواركاري به رياست حميد سجادي معاون ورزشي وزارتخانه برگزار شود

 منبع : سایت جهان

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 11:43 |  لینک ثابت   • 

90/06/13

نگاه آماری به آخرین انتخابات مجلس در رودسر

 بر اساس آخرين آمارهاي اخذ شده از مركز آمار ايران(سرشماری سال ۸۵) ،شهرستان رودسر داراي 146057 نفر جمعيت است که حدود  ۴۳ درصد از آن شهری و ۵۷ درصد  آن روستائی هستند . برآورد شده جمعیت فعلی شهرستان رودسر ۱۴۹هزار نفر باشد .

از طرف دیگر براساس گفته فرماندار وقت رودسر  با خبرگزاری فارس ،    ۸۵ درصدجمعیت شهرستان رودسر( ۱۲۵ هزار نفر) ، واجد شرايط راي دادن هستند. متن مصاحبه  در اینجا  قابل مطالعه هست .

 با این مقدمه ببینیم آخرین فردی که خود را "نماینده مردم شهرستان رودسر" در مجلس می داند چه وضعیتی را پشت سر گذاشته است .

طبق منابع منتشر شده در مجلس شورای اسلامی ، درانتخابات سال۸۶ مجلس ، از ۱۲۵ هزار نفر  واجد شرایط  شهرستان رودسر ، ۱۰۳ هزار نفر در انتخابات شرکت و  از میان این تعداد  فقط  ۳۴۲۵۹ نفر به آقای عباسی رای داده اند  یعنی ایشان با سهم ۳۳درصد شرکت کنندگان و یا  ۲۷درصد  واجدان شرایط شرکت در انتخابات  بعنوان نمایند مردم شهرستان رودسر راهی مجلس شدند .

صرفنظر از نوع پرورش افراد خاص جهت مهره چینی(از طریق ردصلاحیت رقیبان بالقوه و توانمند و مردمی)  بعنوان یک مسئله آماری ، آیا ایشان میتواند نماینده واقعی مردم رودسر باشد ؟

همه اینها به یک طرف ، اصلاٌ انتخابات و مشارکت موثر مردم برسرنوشت خود بدون داشتن احزاب مردمی و ریشه دار  معنی دارد ؟ آیا طبق قانون اساسی مگر قرار بود انتخابات دو مرحله ای باشد که موضوع ردصلاحیت حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را محدود کرده است ؟

در همین راستا  و در نبود احزاب  و بتبع آن نبود برنامه منسجم درحد مجلس ، شرایطی را به مردم تحمیل نموده که ناخواسته در دامی گرفتار شده اند که هیچ عایدی برای آنها نداشته و ندارد .

بعنوان مثال به لیست آرای انتخابات سال۸۶ توجه شود  که میزان این آراء بیشتر نتیجه چشم هم چشمی  و رقابت کور محله با محله مثل رقابت رحیم آباد با چابکسر و یا رقابت املش با رودسر و یا کلاچای و ... ، و حتی  خانواده با خانواده ، کوچه با  کوچه ، خیابان با خیابان  هست نه رای به یک برنامه ارائه شده منسجم  در حد مجلس شورا  .

و  تعدد کاندیدهای تائید شده فوق فقط به جهت بالا بردن رقابت کور و میزان آراء بیشتر بوده  نه رقابت هدفمند و مشارکت موثر در سرنوشت خود  .

و بر همین اساس نامزدهای فعلی، با نامردی و زشتی تمام با شعور مردم(بخصوص در روستاها) بازی می کنند و  وعده های ساخت وساز می دهند ، در حالی که وظیفه نمایندگی فقط قانون گذاری درمجلس(نه دراستان و شهرستان وبخش) و نظارت براجرای قانون می باشد نه کار اجرائی .

 منابع :

 ۱- لیست آراء خوانده شده بشرح ذیل توسط فرمانداری رودسر

1-اسدا... عباسي34252
2-علي اكبري 34135
3-محمد عليجاني 9673
4-صادق محبوبي5704
5-حسين بادفر5510
6-كاظم كسرايي3659
7-حجت ا... فخيمي2886
8-محمد مهدي صديقي 2885
9-همتعلي شاه نظري 1721
10-محمد زارع1320
11-اسماعيل حسن زاده 938
12- محمود روزمه492
13-علي دلپذير470
14-علي اكبرادهمي 446
15- حميد قاضي زارده 339
16-رحمت ا... افشاري نژاد187
17-علي مقدم 168
18-احمد هدايت بازرگاني 166
19-يزدان حسيني واجاري 101
20-رضا قلي خيرخواه 83

 

  ۲- کتاب معرفی نمایندگان مجلس هشتم چاپ روابط عمومی مجلس 
 

اسدالله عباسی

رودسر

34259

33

 


نوشته شده توسط نیلوئی در 15:6 |  لینک ثابت   • 

90/05/24

توهین و ایجاد زحمت فراوان برای مردم اشکور

به احتمال زیاد بیشتر مردم شهرستان رودسر (وشاید دیگر رهگذران) در این 2سالی که از اجرای  پروژه سد طول لات(رحیم آباد) می گذرد وضعیت اسفبار کیفیت جاده اشکور  را در جوار پروژه فوق دیده اند .

تا آنجائیکه این حقیر دیده ام و می دانم ، مراحل اجرائی پروژه ای به این وسعت وبمدت طولانی، نیاز به  بررسی همه جوانب امر ازحیث رعایت حقوق همسایگان و رهگذران احساس میشود . متاسفانه با نگاهی به کیفیت جاده آسفالته از طول لات تا درازلات و بخصوص جاده خاکی کنارگذر از لحاظ چال و چوله و گرد و خاک (ویا گل و لای )، نشان از میزان درک و شعور متولیان پروژه از حقوق مردم دارد .

بنده مطمئنم که برای ساخت جاده موقت و یا دائم مناسب  این پروژه میلیاردی(تومانی)، بودجه کافی لحاظ و اخذ شده ،منتهی به کدام سمت هدایت شد کسی خبر ندارد  .

ما نمی دانیم که چگونه و چه کسی به متولیان این پروژه  اجازه داده که  قبل از اینکه جاده مناسب در اختیار هزاران نفرمردم اشکور و رهگذران قرار دهند ، اقدام به تخریب جاده و انسداد آن کرده اند .   مگر آنها صاحب این جاده بودند ؟  اداره راه رودسر و یا فرمانداری رودسر کجای این موضوع قرار دارد؟ . خسارت ناشی از کیفیت جاده به هزارن خودروی روستائی ، در این مدت طولانی، با چه نهادی هست ؟

هیچ دلیلی ندارد بصرف اینکه پروژه عمرانی بایددر جای اجرا شود ، حقوق همسایه ها وهزاران رهگذر در این مدت طولانی پایمال شود.  اینکه نمی شود هر روز هرکسی کفگیری بردارد و برای رانندگان عبوری تعیین تکلیف نماید که از اینطرف یا آنطرف عبور کنید  .

نکند متولیان پروژه فکر کرده اند از آنجائیکه اینها مشتی دهاتی و روستائی هستند از حقوق خود خبری ندارند و این وضع شایسته آنها هست و نیازی به تغییر و بهبود جاده نیست .

 اینها باید بدانند که مردم اشکور  آنقدر انسان فریخته و بزرگوارند که اعتنائی به هیکل و پست و مقامی هیچ کس نداشته و ندارند.(اعتنا به مقامی که معلوم نیست چه طوری آنرا بدست آورده است  ، معنی ندارد!!)

نوشته شده توسط نیلوئی در 16:36 |  لینک ثابت   • 

90/05/18

خالق"محمود کبیر"

در یک سیستم سالم مدیریتی، افراد برای تصدی و حفظ مناصب مدیریتی و حضور در منظومه قدرت، باید "دانش و کارآمدی" خود را ثابت کنند ولی در یک سیستم ناسالم مدیریتی، چنین هدفی صرفاً با اثبات "ارادت و وفاداری" قابل دسترسی است

البته نیازی نیست این ارادتمندی و وفاداری ، واقعی باشد و صرف دانستن "علم تملق"(!) در این باب کفایت می کند ؛ می توان در یک مقطع زمانی ، دستبوس رئیس جمهور وقت شد(دست بوسی هاشمی توسط رحیمی معاون اول احمدی نژاد) و زمانی دیگر ، به او پشت کرد و رقیبش را شأن و منزلتی در حد پیامبران داد.

همچنین می توان در وصف رئیس دولتی ، او را معجزه هزاره سوم دانست و به هرکس که نقدی متوجه او کند ، فحش و ناسزا گفت.  یا حتی می توان ادعا کرد که اگر آقای رئیس جمهور به بهشت نرود ، من هم نمی روم!    متاسفانه این روش در جهان سوم ، جواب هم داده است و چه بسیارند افرادی که تنها هنرشان ، نادیده گرفتن غرور و شأن انسانی شان بوده است و رها کردن زبان و قلم در وادی چاپلوسی!

در نشست مشترک هیئت دولت و مسئولان اجرایی کشور که با حضور استانداران، معاونین و 2 نفر از مسئولین اجرایی هر استان در محل مجلس سابق برگزار گردید ، برخی سخنان تأسف انگیز در حضور رئیس جمهور بر زبان برخی مسؤولان رفت که نشان می دهد روحیه تملق ، در عالی ترین سطوح جریان دارد . 
یکی از اطرافیان رئیس جمهور در این نشست گفت: "طرح هدفمندی یارانه‌ها صرفاً ایده آقای احمدی نژاد و نتیجه پیگیریهای ایشان بوده است." که البته این سخنان ثمره هاشمی لبخندی را بر لبان احمدی نژاد نشاند! (گو این که بقیه افرادی دولت ،مجلس، نظام بانکی و مردم در این وسط نقش مجسمه را بازی می کنند!)

اما در ادامه ،  آقای سعادتی  استاندار گیلان  که از استان خود تا تهران را آمده بود تا مثلاً مشکلی از مشکلات بیشمار مردمش را بازگو کند و گرهی بگشاید ، کوشید از فرصت طلایی پیش آمده نهایت استفاده را ببرد و مرتبت ارادتمند و وفاداری اش را در حضور شخص رئیس جمهور ثابت نماید و با جمله ای تاریخی(!) ، نام خود را در دفتر تملق ، ثبت و ضبط کند  سعادتی در این نشست گفت:  «قبلاً دنیا ایران را به کوروش کبیر می‌شناختند ولی الان به "محمود کبیر" می‌شناسند!»  البته احمدی نژاد به این سخنان نیز اعتراضی نکرد!
هر چند وجود متملقین ، آفتی بزرگ در نظام مدیریتی کشور است ، اما مدیران تملق پذیر نیز در این گناه و انحراف ، کم از چاپلوسان ، مقصر نیستند. در این شش سال ، کی و کجا دیدیم که احمدی نژاد به روایت مشهور  "بر صورت متملق خاک بپاشید" عمل کرد؟ نمونه اش همین نشست اخیر که در عالی ترین سطوح مدیریت قوه مجریه برگزار شد و احمدی نژاد با لبخند و سکوت ، از این رویه مشمئز کننده استقبال کرد و به لقب "محمود کبیر" مفتخر شد!
هشدار! که تا چاپلوسی ، نشانه ارادت است و تا ارادتمندی ، کلید مدیریت ، اوضاع مملکت بهتر از این نخواهد شد.
به  راستی ، با این فرهنگ عجیب الخلقه ای که درست کرده ایم ، به کدامین کنج تاریخ روانه ایم؟!
 
بدین ترتیب استاندار گیلان نام خود را در صدر متملق ترین مقام ایرانی ثبت نمود که اصلاٌ در شان سرزمین میرزاکوچک خان و مردم با فرهنگ گیلان  نمی باشد .
 
نوشته شده توسط نیلوئی در 9:10 |  لینک ثابت   • 

90/05/02

تعویض چند باره شناسنامه برای چه؟

چرا عده ای سعی می کنند سر مردم کلاه  بگذارند ؟ چرا جریانی ثابتی درکشور مسئولیت عملکرد اقتصادی وسیاسی ۲۰ تا ۳۰ ساله خود را به گردن نمیگیرد و دائماٌ  تابلو و شناسنامه انتخاباتی خود را عوض می کند تا مردم نتوانند متوجه جریان شوند؟ 

مگر جزء این هست که احزاب واقعی دنیا هر صد سال(بلکه تا دویست سال) هم عنوان خود را عوض نمی کنند تا مردم بتوانند براحتی روی عملکرد کوتاه مدت و درازمدت  آنها قضاوت کنند .  اما چطور درکشور ما  ظرف ده سال یک جریان فکری ثابت چندین بار نام گروه و حزبش را تغییر می دهد و با عناوین مختلف در انتخابات شرکت می کند.

قضیه از این قرار هست  که می دانیم  اولین دسته بندیهای انتخاباتی  پس از انقلاب در قالب روحانیون مبارز  و  روحانیت مبارز شکل گرفت.  پس از چند انتخابات مختلف دسته روحانیت مبارز  به اسم ائتلاف راست  در انتخابات شرکت میکرد  که در خرداد ۷۶ شکست سختی خوردند .

  بعدازچند سال  به اسم اصولگرایان شرکت کردند و در قالب رقابت انتخاباتی غیرشفاف(دوپینگی) مجالس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم و دهم(!) را تصاحب کردند.

حالا که عملکرد سیاسی و اقتصادی اصولگرایان افتضاح ببار آورده ، همان افراد قصد دارند با تابلوئی جدیدی بنام "جبهه پایداری انقلاب اسلامی"در انتخابات آخر سال شرکت کنند .

اینهمه شناسنامه عوض کردن برای چیست ؟؟؟؟!!!!.  کمی صداقت وشجاعت چه اشکالی دارد؟!!

 این کار چه تناسبی با انتخابات و اثرگذاری نظر مردم دارد؟

 

نوشته شده توسط نیلوئی در 18:7 |  لینک ثابت   •